مصاحبهٔ کارلسون و کِنت، یا سونامی سیاسی؟!/ امیر مام والی

سرویس عراق و اقلیم کردستان- مصاحبهٔ روز گذشتهٔ بین (تاکر کارلسون)، مشهورترین چهرهٔ رسانه‌ای آمریکا، با (جو کِنت)، مدیر سابق ضد تروریسم در آمریکا (که به دلیل مخالفت با جنگ علیه ایران استعفا داد و آشکارا اعلام کرد که این جنگی برای نتانیاهو است)، صرفاً یک دیدار رسانه‌ای معمولی نبود، بلکه لحظه‌ای استثنایی از افشای حقیقت در درون سیستم (اپستین) بود. لحظه‌ای بود که صدایی از درون متن قدرت برخاست، نه تنها برای اعتراض، بلکه برای درهم شکستن کامل روایت‌ها از اساس.

کرد پرس-  در ابتدا تاکر جمله‌ای گفت که مانند کلیدی بود برای همهٔ آنچه در ادامه گفته شد: «اگر صدای کسانی را که حقیقت را می‌گویند خاموش کنی، سرانجام همان اشتباه را بارها و بارها تکرار خواهی کرد.» او همچنین گفت: جو کِنت درست می‌گفت که این جنگ خطرناک است برای آمریکا، به همین دلیل اکنون طبق دستورالعمل‌های ترامپ، تلاش می‌شود جو کِنت با اتهام (خیانت بزرگ) نابود شود. در اینجا دیگر مسئله صرفاً گفتگو نیست، بلکه اعلامیه‌ای آشکار است که در داخل آمریکا دیگر جنگ واقعی با مدرک و دلیل صورت نمی‌گیرد، بلکه با مقصر جلوه دادن و ترور شخصیت‌ها انجام می‌شود.

سپس تاکر کارلسون از جو کِنت پرسید: آیا ایران در آستانهٔ دستیابی به سلاح اتمی بود، همانطور که ترامپ ادعا می‌کند؟

پاسخ بدون تردید آمد: «خیر، هیچ اطلاعات اطلاعاتی وجود نداشت که آن را تأیید کند، هیچ تهدید فوری وجود نداشت، هیچ دلیل واقعی وجود نداشت، تنها داستانی بود که آنقدر بزرگ شد تا به بهانه‌ای تبدیل شود.»

سکوت پس از این پاسخ، لحظه‌ای سنگین بود، لحظه‌ای بود که بیننده درمی‌یافت صدها کشته و میلیاردها دلار هزینه شده و آن سربازانی که در طول سه هفتهٔ جنگ در تابوت بازگشتند، قربانی دروغ ترامپ و دامادش (کوشنر) و دلالشان (ویتکوف) شده‌اند.

به همین دلیل تاکر سؤال را به نهایت رساند و گفت: پس کل جنگ بر سر (هیچ) بنا شده است؟

کِنت با زنجیره‌ای از اظهارات پاسخ داد که هر کدام کافی بود برای شعله‌ور شدن یک بحران بزرگ: «ایران تهدید نبود، تصمیم از داخل آمریکا نشأت نگرفته بود، بلکه تحت فشار روشنی بود؛ همان تاکتیک همیشگی برای کشاندن آمریکا به جنگ عراق به کار رفت. همان سناریو، همان مسیر و همان نتیجهٔ مورد انتظار: فاجعه‌ای جدید برای آمریکا. جنگ ایران، جنگی دینی است.»

این تنها یک نظر سیاسی نبود، بلکه شهادت فردی بود که بهای آن را پرداخته بود؛ جو کِنت، مسئول ضد تروریسم، که استعفا داد، مردی که (۱۱) عملیات جنگی علیه نیروهای نیابتی ایران و داعش را انجام داده بود و همسرش را نیز در همین جنگ‌ها از دست داده بود.

جو کِنت از چیز خطرناک‌تری سخن گفت: تحقیقات متوقف می‌شوند، پرسیدن ممنوع است، پرونده‌ها با دستور غیررسمی ترامپ بسته شده‌اند. در یک سورپرایز حیرت‌انگیز گفت: «آخرین باری که ‘چارلی کِرک’ را دیدم (که ترور او در پاییز گذشته بازتاب بزرگی داشت)، به چشمانم نگاه کرد و گفت: جو، مانع شو که وارد جنگ با ایران شویم.» کِنت می‌گوید اکنون تحقیقات درباره ترور چارلی کِرک متوقف شده و به ما اجازه داده نمی‌شود هیچ سؤالی دربارهٔ آن بپرسیم.

در اینجا کِنت لابی صهیونیستی و ترامپ را به قتل چارلی کِرک به دلیل مخالفتش با جنگ متهم می‌کند. کِرک تنها صدایی بلند نبود، بلکه وجدانی بود که در زمان اشتباه به نفع جنگ‌طلبان بیدار شده بود، بنابراین او را از میان برداشتند. او را کشتند، زیرا زنده ماندنش به معنای شورش میلیون‌ها نفر علیه ترامپ بود.

جو کِنت، که اکنون به اتهام درز اطلاعات امنیت ملی تحت تحقیق است، نه به دلیل دروغ گفتن، بلکه به این دلیل که آنچه را گفته بود، نباید گفته می‌شد. در عرض چند ساعت، این مصاحبه به زلزله‌ای سیاسی تبدیل شد که کاخ سفید را بر سر ترامپ آوار کرد. میلیون‌ها بیننده و خشم عظیمی در میان جماعتی که دیروز شعار “آمریکا در اولویت است” را سر می‌دادند، اکنون می‌بینند که قربانی فریب ترامپ شده‌اند.

خون سربازان آمریکایی به پای “اسرائیل بزرگ” ریخته شد. ترامپ از آنها آرامش و فداکاری می‌خواست، در حالی که زندگی‌شان را به سمت پرتگاه می‌برد؛ اقتصادی فروپاشیده، تورمی ترسناک و افزایش ۵۰ درصدی قیمت بنزین در طول سه هفتهٔ جنگ. اکنون دیگر به ترامپ اعتماد ندارند.

جنگ ترامپ علیه ایران اکنون به سناریوی جنگ (۱۹۵۶ - بحران سوئز) علیه مصر تبدیل می‌شود؛ همهٔ کشورهای بزرگ مخالف این جنگ هستند: چین، روسیه، بریتانیا، فرانسه، ژاپن، کرهٔ جنوبی و اسپانیا.

مهمتر از همه، افکار عمومی جهانی و داخلی آمریکا بود. جنگی که ترامپ پس از ۱۹ روز هیچ پیروزی در آن به دست نیاورد؛ تنگه هرمز همچنان بسته است، قیمت نفت بالاست و موشک‌های ایران (که ترامپ چند ساعت قبل از ترور لاریجانی گفت ۹۰٪ آنها منهدم شده‌اند) نمایان شدند که همچنان در اوج قدرتند و برخی از آنها برای اولین بار وارد میدان نبرد شده و به طور همزمان به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در بیش از ۷ کشور عربی حمله می‌کنند.

ترامپ و نتانیاهو هیچ دستاوردی جز ترور رهبران ایران ندارند که آنها نیز اساساً به دنبال شهادت هستند. صدها کشته و زخمی در صفوف آمریکا و اسرائیل وجود دارد و هیچ‌کس جرأت اعلام آمار قربانیان را ندارد، در حالی که همه جهان می‌بیند که آتش از همه جای اسرائیل زبانه می‌کشد.

این جنگ به وضوح شکست خورد؛ شکستی به اندازه بحران سوئز که پایان امپراتوری بریتانیا را رقم زد. هر دقیقه‌ای که این جنگ ادامه یابد، چین سود می‌برد. اکنون تعادل قوا در جهان در تنگه هرمز دوباره ترسیم می‌شود، در حالی که آمریکا به سمت انفجار داخلی و تفرقه شدید می‌رود. در اینجا استعفای جو کِنت معنای واقعی خود را می‌یابد؛ آن کنارەگیری نبود، بلکه تلاشی برای دور شدن قبل از لحظه انفجار بود.

حتی خود ترامپ پس از این مصاحبه ترسید و گفت: “به نتانیاهو اجازه نمی‌دهم دیگر به میادین انرژی ایران حمله کند.” این نه به خاطر حملات ایران به میادین نفتی خلیج فارس، بلکه برای جلوگیری از افزایش قیمت بنزین در آمریکا بود، زیرا حتی حامیان خودش نیز اکنون بازی را متوجه شده‌اند.

برای کشتن لاریجانی در خانه دخترش، باند اپستین محله مسکونی کاملی را در نزدیکی تهران منفجر کرد و دست‌کم ۱۰۰ غیرنظامی را کشت. این کار توسط وحشیانی انجام شد که به جهل خود افتخار می‌کنند - لاریجانی، مانند ابن رشد، کتاب‌هایی در زمینه ریاضیات و فلسفه نوشته بود، اما “باند اپستین” فهم درستی ندارند، هنگامی که رهبری نیرویی را بر عهده دارد که آنها را در تنگه هرمز غرق کرده است.

در حالی که ستمگران چنین می‌پندارند که “حقیقت” را کنترل کرده‌اند، مصاحبه تاکر کارلسون و جو کِنت، مانند “سونامی سیاسی” پایه‌ها و اساس کاخ سفید را لرزاند و معبدش را بر سر خیمه صهیونیستی خراب کرد.

امیر مام والی

کد مطلب 2794252

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha