به گزارش کردپرس، در حالی که کردها در اروپا نوروز را جشن میگیرند، رقابتی عمیق و تعیینکننده میان حزب دموکرات کردستان عراق (پارتی) و حزب کارگران کردستان ترکیه (پ. ک. ک) برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و هویت سیاسی کردها جریان دارد؛ رقابتی که بیش از هر زمان دیگری به سود پارتی در حال تغییر است.
این رقابت دیگر صرفاً ایدئولوژیک یا نظامی نیست، بلکه به عرصه «قدرت نرم» منتقل شده است: رسانه، نهادهای مدنی، فعالیتهای فرهنگی، کمکهای بشردوستانه و شبکههای اقتصادی. در این میدان، پارتی به دلیل برخورداری از ساختار حکومتی، منابع مالی و روابط دیپلماتیک، دست برتر را پیدا کرده، در حالی که پکک همچنان به شبکههای اجتماعی و پایگاه ایدئولوژیک خود متکی است، اما با محدودیتهای حقوقی و سیاسی مواجه است.
نماد این رقابت را میتوان در مراسم نوروز در شهرهای اروپایی دید. در فرانکفورت، تجمعات گسترده با تصاویر عبدالله اوجالان همچنان نشاندهنده نفوذ سنتی پکک است. در مقابل، پارتی در شهرهایی مانند بن، با برگزاری مراسمی کوچکتر اما هدفمند، تلاش میکند روایت متفاوتی از هویت و سیاست کردی ارائه دهد؛ روایتی مبتنی بر دولتسازی، عملگرایی و روابط بینالمللی.
برتری پارتی بیش از آنکه ناشی از برتری گفتمانی باشد، ریشه در مزیتهای ساختاری دارد. این حزب با تکیه بر اقلیم کردستان عراق—بهعنوان یک واحد نیمهخودگردان با داشتن دولت، نیروی نظامی و درآمدهای نفتی—توانسته شبکهای از روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند که در اروپا نیز بازتولید شده است. تأسیس «کنفدراسیون دیاسپورای کردستان» و پیوند آن با فعالیتهای تجاری، نشانهای از تلاش سازمانیافته پارتی برای نفوذ در میان کردهای خارج از کشور است.
این نفوذ حتی به حوزه بشردوستانه نیز گسترش یافته است. برای نمونه، پس از زلزله عفرین، نهادهای نزدیک به پارتی به دلیل روابط خود با ترکیه توانستند به مناطق تحت کنترل آنکارا دسترسی پیدا کرده و کمکرسانی کنند؛ اقدامی که پیام سیاسی روشنی برای کردهای سوریه داشت: پارتی بازیگری است که میتواند در سطح عملی نتیجه بگیرد.
در مقابل، پکک که سالها با روایت مقاومت، عدالت اجتماعی و رهایی زنان بر فضای سیاسی کردها تأثیر گذاشته بود، اکنون در حوزه قدرت نرم با محدودیتهای جدی مواجه است. قرار داشتن در فهرست گروههای ممنوعه، توان این جریان را برای توسعه رسانهها، همکاریهای دانشگاهی و فعالیتهای فرهنگی محدود کرده، هرچند همچنان از پایگاه اجتماعی وفاداری برخوردار است.
تحولات میدانی نیز این تغییر توازن را تشدید کردهاند. فشارهای نظامی بر نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و تضعیف پروژه «برادری خلقها» در شمال سوریه، فرصت را برای پارتی فراهم کرده تا از طریق رسانهها و شبکههای خود، این مدل را به چالش بکشد. همزمان، دولت جدید دمشق نیز در راستای مهار نفوذ SDF، با این روند همپوشانی منافع پیدا کرده است.
در این میان، اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی) در حال نزدیک شدن به اردوگاه پکک است. مواضع بافل طالبانی، از جمله استفاده از ادبیات نمادین پکک و ارتباط با پایگاههای سیاسی آن در ترکیه، نشان میدهد که این حزب تلاش دارد خود را بهعنوان وزنهای در برابر نفوذ پارتی بازتعریف کند.
در مجموع، آنچه در حال شکلگیری است، رقابت میان دو مدل متفاوت از سیاست کردی است: از یک سو، الگوی مبتنی بر حکومتداری، نهادسازی و دیپلماسی که پارتی نمایندگی میکند؛ و از سوی دیگر، الگوی مبتنی بر همبستگی فراملی، دموکراسی رادیکال و مشروعیت ناشی از مقاومت که پکک آن را پیش میبرد.
نوروز همچنان بهعنوان نماد مشترک این دو جریان باقی مانده است، اما معنایی که هر یک به آن میدهند، متفاوت است. پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی آتش نوروز را روشن میکند، بلکه این است که کدام روایت از آینده کردها در پرتو این آتشها تثبیت خواهد شد.
سرویس جهان- در حالی که درگیریهای نظامی کاهش یافته، نبردی عمیقتر میان جریانهای اصلی کردها بر سر تعریف هویت، سیاست و آینده در جریان است؛ نبردی که اینبار در رسانهها و خیابانهای اروپا تعیین میشود.
کد مطلب 2794278

نظر شما