کردپرس
در حالیکه تحولات شتابگرفته خاورمیانه بار دیگر منطقه را در آستانه یک بازآرایی پرهزینه قرار داده، اقلیم کردستان نیز ناگزیر در معرض انتخابهایی سرنوشتساز قرار گرفته است؛ انتخاب میان ورود به معادلات پرریسک نظامی یا حفظ بیطرفی در میانه رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای. در چنین فضایی، خوانشهای متفاوتی از منافع کُردها، نقش بازیگران خارجی و ظرفیتهای واقعی اقلیم برای مواجهه با بحران در حال شکلگیری است.
در همین چارچوب، خبرگزاری کردپرس در گفتوگویی با دکتر غالب محمد، نماینده کُرد در پارلمان عراق و عضو کمیسیون اقتصادی این نهاد، به بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی این تحولات پرداخته و تلاش دارد با نگاهی واقعگرایانه، گزینههای پیشروی اقلیم کردستان را در یکی از حساسترین مقاطع منطقهای واکاوی کند.
متن مصاحبە:
پس از این رویدادهایی که خاورمیانه را فراگرفته و منطقه را به میدان جنگ و آشوب تبدیل کرده است، اکثر کشورها—از جمله کشورهای درگیر جنگ و حتی آنهایی که بهصورت غیرمستقیم مشارکت دارند—هدف اصلیشان در درجه نخست حفاظت از شهروندان خود و در درجات بعدی، تأمین منافع اقتصادی و منابع درآمدیشان است. تحولات بهسرعت در حال رخ دادن است. در این میان، اگر اقلیم کردستان با درایت، بیطرفی و در راستای منافع ملت خود عمل کند، میتواند منطقه و شهروندانش را از هرگونه آشوب دور نگه دارد. اما اگر تصمیمی خلاف این گرفته شود و—چنانکه ترامپ میگوید «کُردها جنگجویان خوبی هستند»—وارد این جنگ شویم، آینده ما نامعلوم خواهد بود و این وضعیت همچون قمار کردن با سرنوشت یک ملت است.
این موضوع را باید در چارچوب هر سه کشور ایران، آمریکا و اسرائیل تحلیل کرد و بررسی نمود که هر یک چه کردهاند و چرا پاسخ ما به آمریکا نباید صرفاً «بله» یا «نه» باشد.
آمریکا و اسرائیل کُردها را چگونه میبینند؟
آمریکا در حال حاضر سیاستی کاملاً متفاوت را دنبال میکند؛ سیاستی مبتنی بر پول و تجارت. بهروشنی میتوان گفت که منافع، آزادی یا رفاه هیچ ملت دیگری برایش اولویت ندارد. اگر کُردها را وارد این جنگ کند، برای هدفی مشخص خواهد بود و پس از آن، آنها را رها خواهد کرد—و ما تجربه چنین رفتاری را داریم.
از این رو، پاسخ مثبت به ترامپ—در شرایطی که حتی در داخل آمریکا نیز مخالفتهای جدی وجود دارد و هشتگ «فرزند خودت را به جنگ بفرست، نه فرزندان ما» در میان مردم آمریکا رواج یافته (یعنی خود آمریکاییها خواهان اعزام نشدن نیروهایشان به جنگ با ایران هستند)—برای ما به این معناست که جان پیشمرگههای خود را برای کشوری که بهدنبال منافع تجاری است، به خطر بیندازیم. چنین اقدامی اشتباهی بزرگ خواهد بود و پیشمرگهها نباید آن را بپذیرند؛ بلکه باید به مسعود بارزانی بگویند: فرزندان خودت را به جنگ بفرست، آنها جنگجویان خوبی هستند.
تجربههای روژاوا و اقلیم کردستان نیز پیش چشم ماست؛ آمریکا بارها کُردها را رها کرده و هر زمان که دیگر به ما نیازی نداشته، گفته است: خودتان میدانید چه کنید. اگر به اسرائیل نیز نگاه کنیم، سیاستی مشابه آمریکا دارد. اسرائیل چه کمکی به ما کرده است؟ از سال ۱۹۷۴ تاکنون، در هیچ وضعیت سیاسی یا نظامی، کُردها را جدی نگرفته است. آیا تاکنون حتی یک فشنگ برای دفاع به کُردها داده است؟ یا در زمانهای سخت حتی یک کیلو آرد کمک کرده است؟ در مقابل، ایران بارها در حوزههای مختلف سیاسی و اقتصادی در کنار ما بوده، در همه قیامها از کُردها حمایت کرده و در زمینه اقتصادی نیز به هزاران آواره کمک رسانده است.
ایران چه کرده است؟
ایران کشور همسایه ماست و بیشترین حجم تبادل تجاری با اقلیم کردستان را دارد (همین حالا که مرزهای خود را محدود کرده، افزایش قیمت کالاها بهوضوح دیده میشود).
ایران در تمامی بحرانهایی که اقلیم با آنها روبهرو بوده، همواره آغوش خود را به روی شهروندان گشوده است. در طول تاریخ، از گذشته تا امروز، هر بار که کُردها آواره شدهاند—که تاکنون ۹ بار بوده—ایران آنها را پذیرفته است.
از نظر نظامی نیز ایران یکی از قدرتهای منطقه است. با چه چیزی میتوان با ایران جنگید؟ اگر آمریکا و ایران به توافق برسند و به مرحله توقف جنگ برسند (که چنین احتمالی وجود دارد)، در آن صورت سرنوشت کُردها که وارد جنگ با همسایه خود شدهاند چه خواهد شد؟ مگر در ایران فقط کُردها زندگی میکنند؟ آذریها و بلوچها نیز هستند؛ چرا آنها وارد این معادله نمیشوند و این ما هستیم که باید بهعنوان ابزار به کار گرفته شویم؟
بنابراین، بهترین تصمیم برای کُردها بیطرفی و سکوت است و تلاش برای حفظ آرامش در اقلیم؛ همانگونه که دولت فدرال عراق نیز در مواجهه با این وضعیت عمل میکند.

نظر شما