به گزارش کردپرس، فروپاشی نظام بازداشت نامحدود وابستگان داعش در شمالشرق سوریه، پس از نزدیک به هفت سال، در آغاز سال ۲۰۲۶ بهصورت ناگهانی و پرآشوب رخ داد؛ رخدادی که به نوشته دکتر دوورا مارگولین، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، «هم قابل پیشبینی بود و هم قابل اجتناب». این بحران با فرار حدود ۲۰۰ زندانی مرد از بازداشتگاهی در نزدیکی الشدادی آغاز شد و اندکی بعد اردوگاه الهول، که محل نگهداری خانوادههای وابسته به داعش بود، پس از فرار بیش از ۲۰ هزار نفر عملاً خالی شد. همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا انتقال ۵۷۰۰ زندانی مرد از سوریه به عراق را تأیید کرد.
این مقاله هشدار میدهد که نظام بازداشتی که از سال ۲۰۱۹ پس از سقوط خلافت داعش ایجاد شده بود، اکنون فروپاشیده و پیامدهای امنیتی، انسانی و سیاسی آن نهفقط برای سوریه بلکه برای منطقه و جهان ادامه خواهد داشت.
پس از شکست داعش در باغوز در سال ۲۰۱۹، نیروهای دموکراتیک سوریه با حمایت ائتلاف بینالمللی، دهها هزار نفر از اعضا، هواداران و خانوادههای داعش را بازداشت کردند. این افراد شامل مردان، زنان و عمدتاً کودکان بودند. ساختار بازداشت بر اساس تفکیک جنسیتی و سنی شکل گرفت: مردان و پسران نوجوان به زندانها منتقل شدند و زنان و کودکان به اردوگاههایی چون الهول و روژ فرستاده شدند.
در اوج این روند، حدود ۱۰ هزار مرد و نوجوان در زندانها و حدود ۶۰ هزار زن و کودک در اردوگاهها نگهداری میشدند. به گفته وزارت خارجه آمریکا، این مجموعه «بزرگترین مرکز تروریستهای بازداشتشده در جهان» بود.
مارگولین تأکید میکند این راهکار هرگز قرار نبود دائمی باشد، اما بیمیلی دولتها برای بازگرداندن اتباع خود و نبود راهحل سیاسی در سوریه، بحران را به بازداشتی نامحدود تبدیل کرد.
در زندانهای تحت کنترل کردها، مشکلات شدید انسانی و امنیتی وجود داشت: ساختمانهای نامناسب، نبود زیرساخت درمانی، کمبود نیروهای آموزشدیده و فقدان نظارت بینالمللی از جمله این مشکلات بود. سازمان ملل در سال ۲۰۲۱ اعلام کرده بود این مراکز «از منظر انسانی و امنیتی نامناسباند»، اما تا پایان ۲۰۲۵ تغییر محسوسی رخ نداد.
داعش نیز این زندانها را هدفی راهبردی میدانست. ابوبکر البغدادی در سال ۲۰۱۹ از نیروهای داعش خواسته بود زندانیان را آزاد کنند. در ژانویه ۲۰۲۲ حمله بزرگ به زندان الصناعه (پانوراما) در حسکه با مشارکت بیش از ۲۰۰ مهاجم و یک خودروی بمبگذاریشده انجام شد؛ رخدادی که نشان داد این مراکز تا چه اندازشکننده و آسیسب پذیر هستند.
یکی از حساسترین مسائل، بازداشت کودکان و نوجوانان بود. صدها پسر نوجوان، برخی از ۱۴ سالگی، در کنار مردان بزرگسال زندانی شدند. برخی دیگر به مراکز موسوم به «بازپروری» مانند هوری و اورکش منتقل شدند. نویسنده این روند را «نوار نقاله زندان» توصیف میکند؛ زیرا این نوجوانان غالباً پس از رسیدن به ۱۸ سالگی دوباره به زندان منتقل میشدند.
در اردوگاه الهول نیز وضعیت بحرانی بود. این اردوگاه در پایان ۲۰۲۵ حدود ۲۴ هزار نفر جمعیت داشت که بیش از ۶۰ درصد آنان زیر ۱۸ سال بودند. یونیسف و نهادهای امدادی بارها هشدار داده بودند که کودکان در معرض خشونت، افراطگرایی، سوءتغذیه و بیآیندگی قرار دارند. سازمان نجات کودکان در سال ۲۰۲۲ الهول را «از نظر سرانه، یکی از خطرناکترین مکانهای جهان برای کودکان» توصیف کرده بود.
با وجود این شرایط، روند بازگرداندن اتباع خارجی بسیار کند بود. از نزدیک به ۴ هزار تبعه خارجی بازگرداندهشده بین ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵، بیش از ۷۰ درصد کودک، ۱۹ درصد زن و تنها ۲.۵ درصد مرد بودند. این آمار نشان میدهد دولتها عملاً از پذیرش مردان و حتی پسران نوجوان خودداری میکردند.
نویسنده معتقد است سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و روی کار آمدن احمد الشرع، فرصتی برای تغییر ایجاد کرد، اما همزمان خلأ امنیتی تازهای به وجود آورد. دولت ترامپ نیز در دور جدید، کاهش حضور نظامی آمریکا و واگذاری مسئولیت بازداشتگاهها به دمشق را دنبال کرد؛ اقدامی که بر اساس این مقاله، بدون ظرفیت و اراده کافی سوریه انجام شد و نتیجه آن «هرجومرج» بود.
در ژانویه ۲۰۲۶ با ورود ارتش سوریه به مناطق شمالشرق، درگیری، شایعهپراکنی و آشفتگی آغاز شد. زندان الشدادی شاهد فرار زندانیان شد و الهول نیز پس از عقبنشینی نیروهای تحت رهبری کردها از کنترل خارج شد. در عرض چند هفته، جمعیت حدود ۲۰ هزار نفری الهول ناپدید شد و بخش بزرگی از آنان اکنون نامشخصالمکاناند.
به گزارش نویسنده، برخی از ساکنان سابق الهول به ادلب و حلب رفتهاند، برخی احتمالاً قصد بازگشت به کشورهای خود را دارند و برخی ممکن است جذب شبکههای مخفی داعش شوند. این وضعیت، تهدیدی پراکندهتر و دشوارتر برای ردیابی ایجاد کرده است.
در مقابل، ۵۷۰۰ زندانی منتقلشده به عراق نیز مسئلهای تازه ایجاد کردهاند. عراق با زندانهای شلوغ، تنشهای فرقهای، سابقه فرارهای بزرگ و استفاده از مجازات اعدام روبهروست. مقاله هشدار میدهد که اگر این زندانها هدف حمله قرار گیرند، تجربه احیای داعش در دوره «شکستن دیوارها» ممکن است تکرار شود.
در پایان، مارگولین نتیجه میگیرد جامعه بینالمللی در برابر یک دوراهی قرار دارد: یا این پرونده را رها کند و با پیامدهای آن روبهرو شود، یا با همکاری هماهنگ، بازگرداندن اتباع، محاکمه قانونی، بازپروری کودکان و مدیریت امنیتی جدید را در پیش گیرد. او تأکید میکند: «داعش از گذشته نشان داده که از فرار زندانیان و شبکه هواداران خود برای بازسازی و گسترش استفاده میکند.»

نظر شما