کردپرس
دراو میدیا نوشت: در این مرحله، کردها میتوانند از چند راه تحرکات خود را آغاز کنند، که عبارتند از:
اول: قانون آزادی اطلاعات آمریکا (FOIA)
طبق این قانون، هر کُردی که دارای تابعیت آمریکایی است، یا هر سازمانی که مجوز فعالیت دارد، یا مراکز حقوقی که برای احزاب کُرد لابی میکنند، یا هر روزنامه و روزنامهنگار آمریکایی و مراکز پژوهشی و اتاقهای فکر، میتوانند از طریق این قانون درخواستی برای به دست آوردن یک سرنخ ارائه دهند! هرچند طبق این قانون چند اصل استثنا شدهاند، از جمله: امنیت ملی و برنامههای محرمانه سیآیای (CIA) و چند مورد دیگر! اما شروع خوبی برای تحرک و اتخاذ موضع خواهد بود؛ چرا که در صورت به دست آوردن هرگونه اطلاعاتی از این راه، چند سناریو پیش میآید که احتمال زیاد به شرح زیر است:
اول: سناریوی وجود مستندات
اگر رسماً برنامهای از این دست برای ارسال سلاح وجود داشته باشد، باید در اسناد لجستیکی پنتاگون، وزارت امور خارجه و حتی در برنامههای سیآیای موجود باشد. در آن صورت، حتی اگر به بهانه حفظ اسرار امنیت ملی تمام اطلاعات داده نشود و بخش کوچکی ارائه شود، مدرکی خواهد بود بر اینکه چنین برنامهای وجود داشته است! اما اگر هیچ مدرکی وجود نداشته باشد، ثابت میکند که احتمالاً ترامپ یا به اشتباه رفته یا به عمد در حال تلاش برای لکهدار کردن (بدنام کردن) کردها است!
دوم: یافتن حقیقت از طریق کمیته روابط خارجی مجلس سنا
این کمیته در ساختار تدوین و چگونگی اجرای سیاستهای خارجی ایالات متحده آمریکا تاثیر و قدرت خود را دارد. بنابراین حکومت اقلیم باید تمام دقت خود را روی این بگذارد که چگونه یک سناتور را برای این مأموریت پیدا و تعیین کند! چون این کمیته میتواند مسئولان را فراخوانده، یا درخواست توضیح کند، یا حتی گزارشهای محرمانه از دستگاهها بخواهد. همراه با به کار انداختن این کمیته، باید یک لابی مدنی خوب نیز از طریق رسانهها، مراکز پژوهشی و کردهای ساکن آمریکا وجود داشته باشد تا فشار بیشتری برای در پیش گرفتن این اقدامات ایجاد شود.
نتایج تحرک این کمیته، مدرک خوبی برای تبرئه کردها در حالت بیگناهی، یا بیاطلاعی کردها و یا بیقدرتی کردها در این پروسه خواهد بود و پشتیبانی خوبی برای آن دسته از اعضای کنگره است که حامی قضیه کردها هستند تا از شرمساری نجات یابند؛ چرا که بخشی از پیامدهای منفی این اتهامات به این برمیگردد که ترامپ میخواهد صدای حمایت از کردها را در کنگره خاموش کند!
سوم: چگونه کردها ابزارهای دیپلماسی و نقض حاکمیت همسایه را برانگیزند؟
چگونه لابی کُردی میتواند موضوعات زیر را به سوژه و پرونده روز برای رسانههای آمریکا و مراکز پژوهشی تبدیل کند؟ از جمله:
کردها یک بازیگر غیردولتی هستند، لذا در آن صورت حتی اگر این اقدام وجود داشته باشد و سلاحها نگه داشته شده باشند، کردها کار درست را انجام دادهاند؛ چون این نوع اقدام علیه حاکمیت عراق است و برای حفظ حاکمیت عراق، این کار انجام نشده است. چرا که در نهایت چنین وظیفهای، کردها را در برابر مسئولیتهای احکام قانون اساسی کشور خودشان قرار میداد و همچنین در معرض اتهام نقض حاکمیت عراق قرار میگرفتند؛ این برای کردها یک اولویت است که خود را از این مشکلات دور نگه دارند، نه تعهداتشان به آمریکا!
آیا این سخنان رئیسجمهور آمریکا تا چه حد به عاملی تبدیل میشود که ایران بیشتر اقلیم کردستان را هدف قرار دهد؟ در این میان، آیا مردم غیرنظامی و زیرساختهای غیرنظامی هدف پهپادها و موشکهای بالستیک ایران قرار نمیگیرند؟ آیا کینه بیشتری میان کردها و سایر مردم ایران ایجاد نمیکند؟
طبق قوانین بینالمللی و حتی اصول قانونی ایالات متحده آمریکا، به هیچ وجه مجاز نیست که به افراد غیرنظامی به هر دلیلی سلاح داده شود. بهویژه وقتی نام معترضان آورده میشود؛ آیا وقتی معترض سلاح دریافت کرد، ویژگی معترض بودن را از دست نمیدهد؟ آیا این اقدامی علیه حاکمیت کشور همسایه نیست؟
تحرکات دیپلماتیک بسیار دیگری وجود دارد که میتوان روی آنها کار کرد. این تحرکاتِ فوق، نیاز این مرحله هستند و کردها نباید دستبسته بمانند و آن را ناچیز بشمارند. چون احتمال دارد این اتهامات ترامپ بیشتر برای این باشد که کردها را از نقشه جدید خاورمیانه دور کند و جایگاه ضعیفتری برای آنها طراحی کند.
بنابراین حق آن است که احزاب کُردی لابیها و کانالهای خود را به کار بیندازند تا بتوانند حداقل یک توضیح منطقی و (نشان دادن) بیقدرتی کردها در رویدادها و نبودِ گزینهها را برای دوستان خود روشن کنند. چون دوستان کردها، بهویژه آنها که در کنگره هستند، حق دارند از شفافیت برخوردار باشند تا بتوانند از جایگاه و حقوق کردها در آینده منطقه دفاع کنند!

نظر شما