اربعین در سایه جنگ؛ وقتی «راه» به «قدرت اجتماعی» تبدیل می شود/ماموستا عابد نقیبی

در تاریخ ملت ها، برخی مناسک دینی از محدوده عبادت و آیین فردی فراتر می روند و به پدیده هایی بزرگ اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تبدیل می شوند. راهپیمایی اربعین حسینی را می توان یکی از برجسته ترین نمونه های این پدیده در جهان معاصر دانست.

اربعین امروز تنها یک اجتماع مذهبی نیست؛ بلکه شبکه ای گسترده از روابط انسانی، اعتماد اجتماعی، مشارکت داوطلبانه، خدمت رسانی، همدلی و هویت مشترک را در مقیاسی فراملی فعال می کند.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می شود که اربعین را در شرایطی مطالعه کنیم که منطقه با بحران های امنیتی و سیاسی روبه روست و ایران نیز با تهدیدهای نظامی، فشارهای سیاسی، جنگ اقتصادی و جنگ شناختی مواجه است.

در چنین شرایطی این پرسش مطرح می شود که:

اربعین حسینی در روزگار تهدید و جنگ چه پیام اجتماعی و سیاسی دارد؟

آیا می توان این اجتماع عظیم را صرفاً یک مناسک مذهبی دانست یا باید آن را بخشی از ظرفیت اجتماعی، فرهنگی و تمدنی جهان اسلام تلقی کرد؟

از منظر جامعه شناسی دین، پاسخ به این پرسش ما را به مفاهیمی همچون هویت جمعی، همبستگی اجتماعی، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت داوطلبانه، تاب آوری اجتماعی و قدرت نرم هدایت می کند.

اربعین؛ از مناسک دینی تا پدیده اجتماعی

در جامعه شناسی دین، مناسک جمعی تنها مجموعه ای از اعمال عبادی نیستند؛ بلکه می توانند در تولید و بازتولید ارزش های مشترک و تقویت پیوندهای اجتماعی نقش داشته باشند.

امیل دورکیم، جامعه شناس برجسته فرانسوی، بر نقش آیین های جمعی در ایجاد احساس همبستگی اجتماعی تأکید می کرد. از نگاه او، هنگامی که انسان ها در یک مناسک مشترک گرد هم می آیند، احساس تعلق آنان به یک اجتماع اخلاقی تقویت می شود.

اگر این چارچوب را درباره اربعین به کار ببریم، می توان گفت فرد در این حرکت از یک «منِ منفرد» به عضوی از یک «ما»ی بزرگ تر تبدیل می شود.

او دیگر تنها یک زائر نیست؛ بلکه عضوی از یک اجتماع معنایی است که با یک خاطره تاریخی، یک ارزش مشترک و یک آرمان اخلاقی پیوند خورده است.

از این منظر، اربعین را می توان بازسازی سالانه یک هویت جمعی دانست.

حافظه عاشورا و تولید هویت جمعی

هیچ جامعه ای بدون حافظه تاریخی نمی تواند هویت پایدار خود را حفظ کند.

عاشورا در فرهنگ اسلامی و به ویژه در فرهنگ شیعی، تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی است که مفاهیمی همچون عدالت، آزادگی، وفاداری، ایثار و مقابله با ظلم را در خود جای داده است.

اربعین این حافظه را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند.

کودک، نوجوان، جوان، سالمند و خانواده در کنار یکدیگر در مسیری حرکت می کنند که برای آنان فقط یک مسیر جغرافیایی نیست؛ بلکه مسیر بازخوانی یک تاریخ و بازتولید یک معناست.

در نتیجه، اربعین را می توان نوعی نهاد اجتماعی انتقال حافظه تاریخی و ارزش های اخلاقی دانست.

سرمایه اجتماعی؛ قدرتی فراتر از تجهیزات

یکی از مهم ترین مفاهیم جامعه شناسی سیاسی معاصر، سرمایه اجتماعی است.

سرمایه اجتماعی را می توان در قالب شبکه های ارتباطی، اعتماد، هنجارهای همکاری و توانایی افراد برای اقدام جمعی بررسی کرد.

در اربعین نمونه های فراوانی از این سرمایه مشاهده می شود.

مردمی که بدون انتظار دریافت دستمزد به زائران غذا می دهند، خانواده هایی که خانه خود را در اختیار مسافران قرار می دهند، پزشکان و نیروهای امدادی که داوطلبانه خدمت می کنند و هزاران انسانی که برای تسهیل سفر دیگری وقت و امکانات خود را هزینه می کنند، همگی در حال تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی هستند.

این رفتارها صرفاً خدمات فردی نیستند؛ بلکه شبکه ای از اعتماد و همکاری اجتماعی ایجاد می کنند.

از این منظر، اربعین را می توان یکی از گسترده ترین عرصه های مشاهده عملی سرمایه اجتماعی در جهان اسلام دانست.

اربعین در شرایط جنگ؛ پاسخ اجتماعی به سیاست ترس

جنگ معاصر تنها در میدان نظامی رخ نمی دهد. در کنار جنگ نظامی، جنگ اقتصادی، رسانه ای، روانی و شناختی نیز می تواند بر جامعه تأثیر بگذارد.

یکی از اهداف جنگ شناختی می تواند ایجاد تردید، بی اعتمادی، ناامیدی و احساس ناتوانی در جامعه باشد. در چنین شرایطی، مشارکت گسترده مردم در یک رویداد جمعی می تواند معنایی فراتر از حضور مذهبی داشته باشد.

پیام اجتماعی آن می تواند این باشد:

تهدید خارجی نتوانسته تمام شبکه های اجتماعی و فرهنگی جامعه را از کار بیندازد.

البته این مسئله به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی یا انکار مطالبات اجتماعی نیست. سرمایه اجتماعی پایدار زمانی شکل می گیرد که در کنار مناسک دینی، اعتماد عمومی، کرامت مردم، عدالت اجتماعی و امکان گفت وگو نیز تقویت شود.

بنابراین، اربعین را نباید جایگزین همه مسائل جامعه دانست؛ بلکه باید آن را یکی از ظرفیت های فرهنگی برای تقویت همبستگی و تاب آوری اجتماعی تلقی کرد.

اربعین و تاب آوری اجتماعی

تاب آوری اجتماعی یعنی توان یک جامعه برای مواجهه با بحران، سازگاری با شرایط دشوار و بازسازی ظرفیت های جمعی.

در شرایط جنگ و تهدید، تاب آوری فقط به معنای تحمل سختی نیست؛ بلکه به معنای حفظ معنا، امید و ارتباط اجتماعی است.

اربعین از این منظر می تواند سه عنصر مهم تاب آوری را تقویت کند:

نخست؛ معنا: انسان احساس می کند در یک حرکت ارزشمند مشارکت دارد.

دوم؛ تعلق: فرد خود را بخشی از یک اجتماع بزرگ تر می بیند.

سوم؛ مشارکت: افراد از حالت تماشاگر خارج شده و خود در خدمت رسانی و کنش جمعی مشارکت می کنند.

به همین دلیل، اربعین را می توان آیین بازتولید امید و تاب آوری اجتماعی نامید.

از «من» به «ما»؛ جامعه ای که تمرین همدلی می کند

یکی از چالش های جوامع جدید، افزایش فردگرایی و کاهش برخی ارتباطات مستقیم و انسانی است.

اربعین تجربه ای متفاوت ارائه می دهد.

در اینجا فرد برای دیگری کاری انجام می دهد که الزاماً سود مادی مستقیمی برای او ندارد.

یک لیوان آب، یک وعده غذا، کمک به سالمند، حمل بار زائر، راهنمایی یک مسافر یا بازکردن خانه به روی مهمان، همگی رفتارهایی هستند که در کنار یکدیگر نوعی اخلاق جمعی ایجاد می کنند.

این همان نقطه ای است که دین می تواند از حوزه اعتقاد فردی وارد عرصه رفتار اجتماعی شود.

ایمان هنگامی که به خدمت تبدیل می شود، سرمایه اخلاقی تولید می کند و سرمایه اخلاقی می تواند به سرمایه اجتماعی تبدیل شود.

اربعین و دیپلماسی مردمی ایران و عراق

یکی از مهم ترین ابعاد سیاسی اربعین، رابطه مستقیم مردم ایران و عراق است.

روابط دو کشور تنها در سطح دولت ها تعریف نمی شود. میلیون ها زائر و میزبان، روابط انسانی و عاطفی ایجاد می کنند که آثار آن می تواند فراتر از ایام اربعین ادامه پیدا کند.

میزبانی مردم عراق از زائران، نمونه ای از دیپلماسی مردمی است؛ دیپلماسی ای که نه در اتاق های رسمی، بلکه در خانه ها، موکب ها، مسیرها و گفت وگوهای روزمره شکل می گیرد.

در اینجا قدرت نرم نه با تبلیغات رسمی، بلکه با تجربه مستقیم محبت، مهمان نوازی و اعتماد ساخته می شود.

اربعین و وحدت اسلامی

از منظر یک پژوهشگر ادیان و مذاهب، یکی از مهم ترین ظرفیت های اربعین، امکان تبدیل آن به بستری برای تقویت وحدت اسلامی است.

نباید اجازه داد عظمت اربعین صرفاً در چارچوب رقابت های مذهبی یا سیاسی تفسیر شود.

امام حسین علیه السلام برای عموم مسلمانان شخصیتی بزرگ و محترم است و مفاهیمی همچون عدالت، آزادگی، ایثار و مبارزه با ظلم، ظرفیت آن را دارند که مخاطبان گسترده ای در جهان اسلام داشته باشند.

برای اهل سنت نیز محبت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله بخشی ریشه دار از میراث اسلامی است.

بنابراین، اگر اربعین بر محبت، کرامت، عدالت و ارزش های مشترک اسلامی تأکید کند، می تواند به جای تعمیق مرزبندی های مذهبی، به تقویت وحدت امت اسلامی کمک کند.

این رویکرد به ویژه در شرایطی اهمیت دارد که برخی بازیگران سیاسی تلاش می کنند اختلافات مذهبی را به شکاف های سیاسی و امنیتی تبدیل کنند.

اربعین؛ قدرت نرم یا قدرت اجتماعی؟

اربعین را نباید صرفاً به عنوان «نمایش قدرت سیاسی» تعریف کرد.

قدرت واقعی آن در چیزی عمیق تر قرار دارد: قدرت جامعه برای تولید معنا، اعتماد، مشارکت و همدلی.

اگر قدرت سخت با ابزار نظامی سنجیده می شود، قدرت اجتماعی با میزان اعتماد و همکاری مردم سنجیده می شود.

از این منظر، اربعین نوعی قدرت نرم و اجتماعی ایجاد می کند که مبتنی بر اجبار نیست.

این قدرت زمانی پایدار خواهد بود که رفتارهای اخلاقی و خدمت رسانی مردمی، کرامت زائر، نظم، قانون مداری، امنیت و احترام به تنوع مذهبی و فرهنگی در آن حفظ شود.

اربعین و جنگ روایت ها

در جهان امروز، هر بحران علاوه بر میدان واقعی، یک میدان روایی نیز دارد.

طرف های مختلف تلاش می کنند واقعیت را از زاویه خود روایت کنند.

اربعین در این میان می تواند یک «روایت انسانی» از جهان اسلام ارائه دهد؛ روایتی که در آن انسان ها در کنار یکدیگر قرار گرفته اند، به یکدیگر خدمت می کنند و مرزهای ملی و قومی مانع از شکل گیری روابط انسانی نمی شوند.

این ظرفیت زمانی بیشتر خواهد شد که رسانه ها اربعین را نه صرفاً با تعداد زائران، بلکه با داستان های انسانی، خدمت داوطلبانه، همزیستی و مشارکت اجتماعی معرفی کنند.

از نگاه رابرت پاتنام؛ از شبکه های اجتماعی تا اعتماد

رابرت پاتنام، جامعه شناس آمریکایی، در نظریه سرمایه اجتماعی بر اهمیت شبکه های اجتماعی، اعتماد و هنجارهای همکاری در توانایی جامعه برای اقدام جمعی تأکید دارد.

بر اساس این دیدگاه، اجتماع انسانی زمانی از ظرفیت بیشتری برای همکاری برخوردار است که افراد شبکه هایی از ارتباط و اعتماد میان خود ایجاد کرده باشند.

اربعین را می توان از همین منظر مطالعه کرد.

موکب ها، هیئت ها، گروه های داوطلب، خانواده ها، گروه های امدادی و شبکه های خدماتی، مجموعه ای از روابط انسانی را ایجاد می کنند که در جریان یک تجربه مشترک فعال می شوند.

بنابراین، اربعین فقط «تجمع انسان ها» نیست؛ بلکه شبکه ای از روابط اجتماعی است که در یک تجربه مشترک فعال می شود.

از نگاه یورگن هابرماس؛ امکان شکل گیری فضای گفت وگو

یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه شناس آلمانی، بر اهمیت ارتباط و گفت وگو در ایجاد تفاهم اجتماعی تأکید دارد. اربعین نیز فرصت کم نظیری برای ارتباط میان انسان هایی است که شاید در زندگی عادی هرگز یکدیگر را ملاقات نکنند.

ایرانی، عراقی، پاکستانی، لبنانی، افغانستانی و دیگر مسلمانان در فضایی مشترک با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

این ارتباط اگر بر احترام و گفت وگو استوار باشد، می تواند نوعی فضای ارتباطی فراملی ایجاد کند.

از این جهت، اربعین ظرفیت آن را دارد که از یک آیین مذهبی به یک تجربه ارتباطی تمدنی تبدیل شود.

پیام اربعین برای دشمن؛ جامعه ای که تسلیم ترس نشده است

در شرایطی که دشمنان ایران به دنبال تضعیف اراده عمومی یا ایجاد شکاف های اجتماعی هستند، اربعین می تواند پیامی روشن داشته باشد؛ اما این پیام بهتر است از جنس تهدید متقابل نباشد.

پیام اصلی چنین است: جامعه ای که هنوز توان اعتماد کردن، همکاری کردن و کنار هم ایستادن دارد، جامعه ای دارای ظرفیت تاب آوری است.

این پیام بیش از هر شعار دیگری می تواند قدرت اجتماعی یک ملت را نشان دهد.

قدرت واقعی آنجاست که جامعه در شرایط سخت، اخلاق خود را از دست ندهد، امید خود را حفظ کند و به جای تبدیل بحران به نفرت و گسست، آن را به فرصتی برای همدلی و مسئولیت اجتماعی تبدیل کند.

نتیجه گیری

اربعین حسینی را نمی توان صرفاً با معیار تعداد زائران یا وسعت جغرافیایی آن سنجید.

این پدیده از منظر جامعه شناسی دینی و سیاسی، مجموعه ای از فرایندهای اجتماعی را در خود جای داده است:

بازسازی هویت جمعی؛

انتقال حافظه تاریخی؛

تقویت سرمایه اجتماعی؛

تولید اعتماد و همکاری؛

تقویت تاب آوری اجتماعی؛

ایجاد ارتباط میان ملت ها؛

و بازنمایی ارزش های اخلاقی عاشورا.

در شرایط جنگ و تهدید، اهمیت این کارکردها افزایش می یابد.

زیرا جنگ فقط اراضی و زیرساخت ها را هدف نمی گیرد؛ بلکه ممکن است اعتماد، امید، هویت و اراده عمومی را نیز هدف قرار دهد.

در چنین شرایطی، اربعین می تواند عرصه ای برای بازتولید این سرمایه ها باشد.

البته نباید از اربعین انتظار داشت که به تنهایی تمام مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه را حل کند. سرمایه اجتماعی زمانی پایدار می شود که در کنار مناسک دینی، عدالت، اعتماد عمومی، پاسخ گویی، کرامت انسان و مشارکت واقعی مردم نیز تقویت شود.

از این منظر، بزرگ ترین پیام اربعین برای جامعه ایرانی و جهان اسلام شاید این باشد:

قدرت یک ملت فقط در توان نظامی آن نیست؛ در توانایی آن برای حفظ ایمان، اعتماد، امید، اخلاق و همبستگی نیز هست. و اگر دشمن در پی ایجاد ترس و گسست است، اربعین می تواند پاسخی اجتماعی و فرهنگی به این پروژه باشد:

حرکت از «من» به «ما»، از انزوا به همدلی، از ترس به امید و از پراکندگی به همبستگی.

اربعین در این معنا فقط راهی به سوی کربلا نیست؛

راهی است از حافظه به هویت، از ایمان به مسئولیت، از فرد به جامعه و از جامعه به تمدن.

و شاید بتوان پیام اربعین در روزگار تهدید را در یک جمله خلاصه کرد:

«ملتی که در سخت ترین روزها هنوز می تواند برای حقیقت، عدالت، کرامت و محبت در کنار یکدیگر قدم بردارد، از سرمایه ای برخوردار است که هیچ قدرتی نمی تواند آن را صرفاً با ابزار نظامی شکست دهد».

منابع و مبانی نظری

۱. امیل دورکیم، صور بنیانی حیات دینی.
۲. رابرت پاتنام، دموکراسی و سنت های مدنی در ایتالیا.
۳. رابرت پاتنام، تنهایی در جمع؛ فروپاشی و احیای جامعه آمریکایی.
۴. رندال کالینز، زنجیره های آیین تعامل.

نویسنده: ماموستا عابد نقیبی - پژوهشگر ادیان و مذاهب اسلامی

کد مطلب 2797820

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha